پرسش

 

با این همه،

سرنوشت کدام جاده را من عوض کرده ام؟

 

/ 9 نظر / 8 بازدید

سلام ممنون که به وبلاگ من سر زدید وبلاگ شما هم خیلی زیباست میخواستم اگر میشه از شعراتون در وبلاگم استفاده کنم؟ بازم ممنون

حبیب شوکتی نیا

بودن با تو و دوستان خاطره یی بود که تکرار شدنی ست . فقط باید دنبال بهانه یی تازه گشت ! این پرسش فلسفی جای وسیعی برای شعر شدن دارد . چرا عقیمش کرده یی ؟

حبیب شوکتی نیا

مهدی جان شام که چه عرض کنم ! شما فقط یک صبحانه سر وقت ( ساعت ده و نیم ، قم ) به ما خوراندید . بقیه وعده ها همه خلف وعده بود . تا بعد .

عه تا

فرهیخته ی عزیز/جناب اقای مهدی متین راد برای کمک به ارزیابی نظر مخاطب شعر امروز ایران از شما که صلاحیت اظهار نظر دارید دعوت میشود در این نظر سنجی شرکت کنید. با احترام و سپاس

مهران بقايي

گارد سرخ مائو یا بسیج مستضعفان !! ( بازخوانی مجادله ی سروش و دولت آبادی ) در پست نو

رضا

سلام چطوری دزفولی شاعر من همشهریتم ولی شاعر نیستم من یه وستی دارم اونم زیاد شعر می گه اسمش علی کلانتر شاید بشناسیش اسم وبلاگش یادم نیست بعدا واست می نویسم به هار حال امیدوارم همیشه موفق بشی همشهری[گل]

آزادی

از مطالبتون خیلی لذت بردم با اجازه لینک شدید موفق باشید

ارمغان بهداروند

سلام مهدی. خوب شد هر گل اسمی دارد/ که بدهکار نمانم در برابرشان...هم نفسی با شما در آوازها برای من و دوستان مشترکمان بهانه بخش است ولی هم دیر و هم زود... چه باید کرد با اهالی عبادی... شعر خوبی است و قابلیت های خوبی هم دارد. ای کاش می شد من انتهایی ی را زودتر به کار می بردی . کمی تاخیر در اجرای فن ایجاد می کند. دوستدار شما

شمس

به خاطر یک مشت رای...[لبخند]