ایران

 

مرا به موزه‌های جهان بسپارید

از راه‌های رفته وُ

کفش‌های نداشته‌ام

                       فیلم گرفته‌اند.

 

سفر مرا پیاده کرد

چهارشنبه سوری بود

هر کس سنگینی‌اش را به پای من ریخت

و آتش‌سوزی در سرنوشت من بود.

 

پرچم‌ها برای که بالا رفتند

                     پایین آمدند؟

پرده‌ها برای چه دریده شد؟

من جغرافیای خودم را داشتم

و تقویم‌ها بیهوده پُر نشده‌اند

گربه نبودم بترسم

یال‌های پهناوری داشتم

و علامتی از ترس‌های پاییزی نبود

سرهای بزرگ و چشم‌های ریز هم

لای کاغذ پاره‌ها جان گرفتند

ـ کتاب‌ها و کتیبه‌های سوخته

                 همه را تصدیق می‌کنند ـ

 

زندگی از لب‌های من بود

و امام‌زاده‌های کوچک

روی سینه‌ی من بزرگ شدند.

/ 11 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ارمغان بهداروند

گربه نبودم بترسم یال‌های پهناوری داشتم و علامتی از ترس‌های پاییزی نبود سلام مهدي جان. اين شعر بدجوري تكانم داد. نگراني هايم را امروز جوابي درخور يافتم. كاش مي توانستم با لهجه ي مهدي متيني راد بشنومش

می می

به هر چیزی شباهت دارم الّا خودم. خیلی جالب بود. بعدش دلت میاد "و تا اطلاع ثانوی با عروسک می‌خوابد"[چشمک] از آشناییتون خوشبختم

بهزاد

سلام.وقتی شعرت را خواندم برای لحظلتی از این که به دنیا آمده ام خوشحال شدم .به روزم .موفق

حسینی

سلام جناب متین راد راستش از دوستان دزفولی هنوزم دلخور بودم که به همایش "کوچه های آفتابی"افتخار حضور ندادید اما... بگذریم ...با اومدنت به خونه ی مجازی ام بی نهایت خوشحالم کردید وبا خواندن شعر بسیار زیبایتان کلی لذت بردم امیدوارم باز هم به ما سر بزنید و ما را از نظرات ارزشمند خود محروم نفرمایید[گل][گل][گل] در ضمن لینکتون کردم البته با اجازه!

حسینی

سلام جناب متین به روزم و منتظر نظرات ارزشمند شما

حبیب شوکتی نیا

از بهترین هایت بود که تا حالا شنیده و خوانده بودم . محکم و استخوون دار . به قول مرحوم شفیع ! به روز باشی .

پري

من به هر سو مي دوم گريان از اين بيداد مي كنم فرياد اي فرياد اي فرياد

رها

سلام موفق باشی

گردهمايي

نقد و بررسي " اتاق سي ان جي شرح ما وقع " شعر جنگ كتاب حبيب محمدزاده دوشنبه 8/4/1388 ساعت 17 تا 19 كانون ادبيات ايران خيابان مفتح جنوبي، رو به روي ورزشگاه شيرودي، خيابان اردلان، پلاک 25 (مابين ايستگاه مترو طالقاني و هفت تير) (ضلع شمال شرق پارك هنرمندان)

شفیعی مطهر

با سلام و سپاس دریای احساست تماشایی است کوه شکوه تو چه رویایی است احساس در شعر متین پویاست احساس پویا رمز پایایی است (مطهر)