روز از تو

 

روز از تو دور بود

به دست‌هایی نیاز داشتی

                            تو را دعا کنند.

قرار نبود سقف‌ها

از تو کوتاه‌تر باشند

یا زمین زیر پایت هی بچرخد.

مثلاً پیامبری بودی در متن

چگونه به تکذیب تو برخاستند

که دیوارها مسیر اشراق را ببندند

و زندگی تو را زیر بگیرد.

 

همین چشم‌ها

که کورند تو را گریه کنند،

گفتند:

پاهایی چون تو

خیلی به مقصد نرسیده‌اند.

 

به خلوت دنیا نگاه کن

دست‌های زیادی بالا خواهد رفت

اگر بخوابی

             دیگر بلند نشوی.

فرشته‌ها در اتاق های کوچک نازل نمی‌شوند.

 

/ 10 نظر / 8 بازدید
مهران بقايي

اثر درخشانی است . روان و عمیق و نجیب لذت بردم / ویوالدی نامه ی 87 : پست آخر سال

وبگرد

معرفي سطح بالايي از خودت كرده اي كه آدم مي ترسد بار ديگر بيايد سراغ وبلاگت. بنابراين خداحافظ براي هميشه.

خواجات

مرسی عزیزم که سر زدی .بهار بازی این جن مهربان سبز بر شما تماشایی

حسین

سلام وب خیلی خوبی بود با اشعار قشنگی موفق باشی

علی

جناب متبن شاعر عزيز خوشحالم كه نوشته هايم لااقل بتواند دمي از رخوت و سنگيني و بي روحي و بي آرماني بكاهد. همين هم توفيق بزرگيست. ممنون از حسن لطف و دقتتون. سال نو هم پيشاپيش تبريك.

حبیب شوکتی نیا

سلام مهدی مگر این طرف ها ببینیمت ! سالی چنین که گفتی برایت ارزومندم . مانا مانی .

سعیدی راد

سلام. منم سالی چنان که باری حبیب گفتی برایت آرزو می کنم!!!

پاسبانها وقتی بیدار شوند جائی برای بیداری ما نیست/آرام بخواب/گول سوت ها رو نخور!

رضا

دلم گرفته بود ، خيلي وقتها برام پيش مياد و فكر ميكنم اگه آقا الان اينجا بود چي ميگفت ، ميگفت چه كاري بايد بكنم و ... امشب در حالي كه داشتم به اين موضوع فكر ميكردم ، اشعار و احاديث و مطالبي را هم در مورد آقا صاحب الزمان(عج) ميخواندم ، خواستم نامه اي براي ايشان بنويسم و درد و دل كنم ... اما ... " دوستانه " ... دوستانه منتظر شماست ... شب خوش ... موفق باشيد ... ... رضا ...